خرید بک لینک

اگر چه شمعی و از سوختن نپرهیزی
نبینمت که غریبانه اشک می ریزی
هنوز غصه ی خود را به خنده پنهان کن
بخند گرچه تو با خنده هم غم انگیزی
خزان کجا تو کجا تک درخت من باید
که برگ ریخته بر شاخه ها بیاویزی
درخت فصل خزان هم درخت می ماند
تو پیش فصل بهاری نه اینکه پاییزی
تو را خدا به زمین هدیه داده چون باران
که اسمان و زمین را به هم بیامیزی

خدا دلش نمی امد از تو جان گیرد
وگرنه از دگران کم نداشتی چیزی

فاضل نظری

برچسب: وگرنه,دگران, نویسنده: پویان محبی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:05

صفحه بندی