چپ دستها اقلیتی هستند که کمتر از هشت درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهند و من هم جزو آنها هستم. ظاهراً هر جا اقلیتی هست ما هم هستیم. خدا را شکر که طعم اقلیت بودن را بر ما چشاند تا هیچگاه از حق اقلیت چشم نپوشیم.زمانی فهمیدم در اقلیت هستم که در کنکور، در مقابل معلولیتها برای خودم در مقابل چپ دستی علامت زدم.زمانی فهمیدم در اقلیت هستم که دیدم انگشتان قدرتمندم تنها بر روی پیانو آکورد میزنند و دست ضعیفم، بار نواختن مانده آهنگ را تحمل میکند.
زمانی فهمیدم در اقلیت هستم که نتوانستم مانند خواهر و برادرم، با چاقو میوه پوست بکنم. هم اکنون هم که چاقوی دو لبه آمده، توان یادگیری من مانند سابق نیست!
زمانی فهمیدم در اقلیت هستم که باید چهار انگشتم را در سوراخ دستگیره قیچی وارد میکردم در حالی که به اندازه یک شصت جا داشت!
زمانی فهمیدم در اقلیت هستم که در ترسیم اشکال هندسی، درجه بندی خط کش مدام در زیر انگشتانم گم میشد.
زمانی فهمیدم در اقلیت هستم که دیدم دستم به راحتی دیگران در جیب پیراهنم نمیرود.
زمانی فهمیدم در اقلیت هستم که انگشتم بر روی دکمه دوربین میلرزید. چون دست راستم بر روی دکمه قرار گرفته بود.
زمانی فهمیدم در اقلیت هستم که روی صندلی های تکی نمیتوانستم صاف بنشینم.
وقتی خواستم با برنامه های حسابداری کار کنم، فهمیدم که تمام اعداد صفحه کلید را بی رحمانه زیر دست راست گذاشته اند. هنوز هم با هر کلیک چپ روی ماوس، اقلیت بودن به یادم می آید.
من با افتخار دراین اقلیت هستم.شما چطور؟
راست دست ها به طرز ناجوانمردانه ای همه چیز رو برای خودشون و اسباب راحتی خودشون ساختن
برچسب:
نویسنده: پویان محبی